الشيخ رسول جعفريان
281
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
مرد ، به چشم مىخورد كه همگى از موالى امام بودند . « 1 » علامه امين نيز نوشته است : امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مىكرد . او همچنين نوشته است : هيچ بردهاى را بيش از يك سال نگه نمىداشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مىگذاشت . « 2 » در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مىشدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقهاى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد . زمانى كنيزى ، ظرف آب به دست ، آب روى دستان امام مىريخت . ناگهان ظرف از دست او افتاد و بر صورت امام خورد و آن را زخمى كرد . امام نگاهى به او كردند . كنيز گفت : و الكاظمين الغيظ ، امام فرمود : خشمم را فرونشاندم . كنيز ادامه داد : و العافين عن الناس ، امام فرمود : از تو گذشتم . كنيز باز ادامه داد : و الله يحب المحسنين ، « 3 » امام فرمود : تو را به خاطر خداوند آزاد كردم . « 4 » زمانى كه امام سجاد عليه السّلام از مسجد خارج مىشد شخصى به دو دشنام گفت . موالى امام بر او هجوم بردند ، امّا امام آنها را از اين كار بازداشت و فرمود : آنچه از باطن ما بر او مستور مانده بيش از اين است كه او مىگويد ، و بدين ترتيب او را شرمنده ساخت و سرانجام مورد لطف امام قرار گرفت . « 5 » حال كه بار ديگر در پايان بحث سخن از گذشت و عفو امام به ميان آمد ، جا دارد روايت شيرين ديگرى را نقل كنيم . عبد اللّه بن محمد بن عمر مىگويد : هشام بن اسماعيل ( والى امويان در مدينه ) حقوق همسايگى را فراموش كرده و ما را اذيت مىكرد ، بخصوص على بن الحسين آزار بسيارى از او ديد . هنگامى كه عزل شد ، وليد دستور داد تا او را در معرض مردم نگاه دارند تا هر كسى مىخواهد از او انتقام بگيرد . هشام گفت كه از هيچ كس به اندازهء على بن حسين وحشت ندارد . در حالى كه هشام در پشت ديوار مروان بود ، و امام سجاد عليه السّلام از كنار او
--> ( 1 ) . زين العابدين ، سيد الاهل ، صص 7 ، 47 ( 2 ) . اعيان الشيعة ، ج 2 ، ص 468 ( چاپ اول ) ( 3 ) . آل عمران ، 134 ( 4 ) . شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 260 ( 5 ) . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 101 ؛ الاتحاف ، صص 137 ، 138 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 243